ارتباطات و ژورناليزم

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

می خواهم گوینده شوم !


تعارف را بگذاریم کنار حرفه گویندگی از جمله مشاغل مورد علاقه و به قول من جذاب ! کار رسانه ای است شاهد این مدعا هم هزاران داوطلبی است که در آزمونهای گویندگی شرکت می کنند و از میان این افراد گاهی هیچیک امتیاز لازم را نمی آورد !در متنی که بزودی برای شما ارسال می کنم بخشی از ویژگیهای یک گوینده ورزشی را یادآور می شوم . ولی به عنوان پیش درامد این موضوع خدمتتان عرض می کنم مهمترین خصوصیات یک گوینده برون گرا بودن و توانائی برقراری ارتباط مطلوب و مثبت با دیگران است .افراد درون گرا و گوشه گیر طبیعتا در این حرفه موفقیت چندانی بدست نمی آورند .در طول سالهائی که در رادیو یا تلویزیون مشغول به کار هستم گویندگان و مجریانی موفق بوده و هستند که توانسته اند با زبان مخاطب صحبت کرده و با ارتباط صحیح با آنان زمینه اعتماد و همراهی مخاطبان را فراهم کنند و این مزیت کمی نیست.پس قبل از اینکه بخواهیم این شغل را انتخاب کنیم ببنیم تا چه اندازه اهل معاشرت و به قول من جوشیدن با مردم هستیم تا بعد به مراحل فنی تر این شغل برسیم توی بخش قبلی این بحث گفتم که برای شروع این کار(گویندگی ) اول باید یکسری شرایط ذاتی آن را داشت مثل داشتن روحیه ارتباط و جوشیدن با مردم ، در ادامه این مبحث مواردی دیگه از کلیات کار را براتون می گم و بعد می رسیم به بحث اصلی من که شرایط یک گوینده ورزشی است

1. تن صدا : این موضوع یک نعمت خدادادی است و مثل خیلی از هنرمندان که ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارند و بواسطه آن از دیگران متمایز می شوند داشتن طنین صدای مناسب و دلنشین هم استعدادی خدادادی است که با تقویت وآموزش می توانیم آن را بهبود بخشیم (نکته مهمی است به صدای خودتان خوب گوش کنید البته نه به آوازهای خود در حمام !!)

2. چهره جذاب : تلویزیون یک رسانه دیداری است و شما از طریق آن با مردم ارتباط پیدا می کنید بنابراین داشتن یک حداقل هائی از زیبایی اجتناب ناپذیر است ! این ویژگی هم خدادادی است البته شما می توانید با یک مقدار تغییرات تا حدودی چهره خود را دگرگون کنید مثلا شما می توانید با زدن عینک و یا تغییر فرم آرایشی ریش و سبیل تغییراتی را در چهره خود بوجود بیاورید

3. اعتماد به نفس : من تعبیرم از گوینده موفق کسی است که آرامش زیادی دارد در بسیاری از موارد زندگی ما داشتن آرامش می تواند گره گشا باشد اگر اصولا آدمی هستید که اضطراب زیادی دارید سراغ گویندگی نروید چرا که بدون اعتماد به نفس دچار تزلزل می شوید و در ارائه کار ناموفق خواهید بود

4. آشنائی با ادبیات فارسی : شرط لازمه چرا که در یک رسانه گسترده و فر اگیر مثل تلویزیون کار می کنید و مخاطبان شما از طبقات مختلف هستند و اشتباهات دستوری و زبانی شما به شدت به اعتبارتان لطمه می زند مردم ما هم خدا خیرشان دهد اگر صد بار اجرای خوب داشته باشی و یک اشتباه هم حالا ! در بین کار پیش بیاید شما را با همان اشتباهتان یاد می کنند !! بنابراین زبان و ادبیات فارسی و قواعد ومقررات حاکم بر آن را باید به خوبی بدانید

5. تحصیلات آکادمیک : گوینده ای که در رشته خاص خودش تحصیلات دانشگاهی هم داشته باشد موفق تر است مثلا شما گوینده خبر اقتصادی هستید اگر تحصیلات و یا حداقل اطلاعات مناسب و کاملی از مفاهیم اقتصادی و رویدادهای این بخش در کشور و جهان داشته باشید آنوقت کار را بهتر اداره می کنید وبه قول قدیمیهای کار گویندگی روی کار راه می روید ( یعنی موضوع در دستتان است )

در بخش بعدی درباره گویندگی خبر ورزشی مطلبی خواهم نوشت (یک بررسی کنید ببنید واقعا گوینده هستید اگر سئوالی هم دارید کامنت بگذارید )

اول توصیه می کنم دو قسمت قبلی کار را حتما بخوانید!(می خواهم گوینده شوم )، امروز می خواهم در باره یکی دیگر از ملزومات مهم یک گوینده برای شما مطلبی بنویسم و آن حس گویندگی است .با یک مثال ساده بحث را شروع می کنم برای بیشتر ما این موقعیت پیش آمده که در جمع دوستان باشیم و بازار تعریف و گفتن نکات ناشنیده ! و ... در شکل حرفه ای تر آن خبر ،داغ باشد ،وقتی در موقعیت بازگو کردن خبرها و نکات جالب برای دوستان بر می آئیم ، معمولا با تمام وجود و به قول معروف با آب و تاب جریان را تعریف می کنیم و سعی می کنیم با نگاه به چهره دوستان و دیدن عکس العملهای غیر کلامی آنها (ارتباط چهره به چهره ) همراهی جمع را تا پایان تعریفمان حفظ کنیم . برای اینکار مطمئنا باید خیلی انرژی صرف کرد و تا بتوانیم نظر مساعد و علاقمند دوستان جمع را تا انتهای ماجرا و شنیدن توضیحاتمان حفظ کنیم ،این شیوه به زبان ساده یعنی گرفتن حس و حالی که به شما کمک می کند در ارائه بهتر مطلب ، در فن گویندگی هم تقریبا موضوع به همین شکل است، یک گوینده خبر با اینکه در استودیوحضور دارد و مخاطبان در منازل و موقعیتهای دیگر و در اصل ارتباط یکسویه است ، ولی داشتن این حس که الان در جمع آنها هستم و به صورت چهره به چهره برای مخاطبان خبرها را اجرا می کنیم شما را به سمت خبرگویی و نه خبرخوانی پیش می برد داشتن این حس به شما کمک می کند در قالب رسمیت یک گوینده خبر ، صمیمیت یک دوست را هم در کلام خود داشته باشید و نتیجه آن ارتباط بهتر و انتقال آسانتر اطلاعات و خبرها ست و این کار کوچکی نیست

امیدوارم که سه مبحث قبلی توجهتون رو جلب کرده باشه ، درباره بداهه گوئی چقدر اطلاعات دارید؟ در برنامه های غیر خبری زیاد این مورد دیده می شود ( چون در خبر زمان بسیار محدود است ) مجری در فواصل بین بخشهای برنامه مطالبی را با استفاده از سواد و دانش زبانی خود ارائه می دهد و تلاش می کند شما را (مخاطب عزیز،بیننده محترم و از این حرفها ..!) تا پایان برنامه حفظ کند، این بخش از هنر گویندگی بسیار مهم است چرا که یک مقدار جفنگ گوئی ! می تواند بشدت به اعتبار گوینده و برنامه خدشه وارد کند و شما بینندگان عزیز کانال را عوض کنید !، بداهه گوئی یعنی توانائی و مهارت گوینده برای اجرای بخشهایی از کلام و گفتار که در متن برنامه وجود ندارد ولی با موضوع برنامه مرتبط است .می گویند تا زمانی که حرف نزدی کلام در اختیار شما ست وزمانی که آن را بیان کردی شما در اختیار کلامتان قرار می گیرید !! بنابراین برای این که بتوانید فی البداهه صحبت کنید و حرف خوب بزنید ( نه خوب حرف بزنید !!) باید اهل مطالعه مستمر و جامع باشید و گنجینه واژگان خود را تقویت کنید .برای خود من بارها پیش آمده ، برای اینکه زمان برنامه یا بخش خبری را پر کنیم مثلا حدود یک دقیقه یا بیشتر مطالبی را بیان کرده ام که در جمع وجور کردن آن گاهی گرفتار شدم چرا که هر کلام مبحث جداگانه ای را باز می کند و بیننده منتظر نتیجه آن است (البته من یک رکورد هم دارم سال ۱۳۷۶ و برنامه آخرین روز هفته با ورزش که جمعه ها پخش می شد در بین دو نیمه فوتبال نوار پلی بک ( نواری که آیتمهای مختلف روی آن ضبط و در برنامه پخش می شود )آماده نبود و من مجبور شدم تمام ۱۵ دقیقه بین دو نیمه فوتبال را حرف بزنم که مطمئن هستم خیلی از اونها خارج از حوصله بیننده بود .به عنوان نتیجه اگر توان بداهه گویی داشته باشید نه تنها در اجرا بلکه در مذاکره و یا سخرانی و خلاصه در بسیاری از امور کلامیتان موفق خواهید بود ، فقط مطالعه می خواهد

ما در زندگی خودمون معمولا به حرف افرادی اعتماد داریم یا حداقل گوش می کنیم که اونها را قبول داشته باشیم ، یعنی از اون شخص در ذهن ما تصویری مطلوب و مشروع نقش بسته باشه که اندازه این مقبولیت متفاوته از کم تا خیلی زیاد ، در بحث گویندگی هم این موضوع یکی از پارامترهای تعیین کننده است یعنی شما بین گویندگان و گزارشگران یکسری از اونها را قبول دارید و به توضیحان وبرنامه آنها گوش میکنید و جزو انتخابهای شما هستند. ولی این مقبولیت برای یک گوینده چطور بوجود می آید ؟ عوامل مختلفی وجود دارد یکی از اونها تصویری است یا image که ما قبلا از خودمون ارائه داده ایم و در ذهن مخاطبان نقش بسته است بذارید یک مثال بزنم سال ۱۳۷۶ بود که من برنامه ای تحت عنوان مجله کشتی را تهیه می کردم در آن زمان یادم هست علیرضا دبیر تازه قهرمان مسابقات کشتی جوانان جهان در فنلاند شده بود و من یکی از گزینه های مورد نظرم برای اجرای برنامه دبیر بود چرا که هم قهرمان این رشته بود و هم خصوصیات موثر یک مجری را تقریبا داشت اتفاقا چند جلسه ای هم با دبیر روی این موضوع کار کردیم و چند تا تست گویندگی هم داد ولی این اتفاق نیفتاد چرا که سرمربی او در آن زمان ( آقای معزی پور ) به من گفت اگر دبیر سراغ این کار بیاد از راه قهرمانی دور می شه و خلاصه نشد البته دبیر بعدها قهرمان جهان و المپیک هم شد ،از این موضوع استفاده می کنم برای اینکه بگویم یک گوینده نسبت به برنامه ای که اجرا می کند باید در ذهن مخاطب خود یک تصویر قبلی مناسب داشته باشد مثلا فرض کنید یک سیاستمدار برجسته و مورد قبول یک برنامه سیاسی را اجرا کند یا یک اقتصادان بسیار خبره و معروف بیاید در تلویزیون به معرفی ونقد سیاستهای کلان وخرد اقتصادی کشور بپردازد و مواردی اینگونه ... البته این یک شکل کار است بخش دیگر آن مقبولیتی است که در طول زمان یک گوینده برای خود ایجاد می کند مثلا شما گزارشگران فوتبال زیادی را در سیما می بینید ولی تعدای از آنها را قبول دارید چراکه توانسته اند با ارائه اطلاعات مناسب ومورد نیاز شما و بکار گرفتن شیوه ای که در جذب مخاطبان ( یعنی شما بینندگان عزیز ) موثر است ، کار خود را به خوبی ارائه دهند .بنابراین به عنوان نتیجه خدمت شما عرض میکنم که در مبحث گویندگی یا باید از زمینه قبلی شهرت واعتبار آن رشته برخورد دار بود و یا باید در طول زمان با بکار گیری شیوه های مناسب علمی وعملی به آن جایگاه در نزد مخاطبان رسید و صد البته آن را حفظ کرد !

در بخش معرفی ویژگیهای گوینده یک مقدار تاخیر افتاد ، راستش من تا با وبلاگ و تکنیکهای آن آشنا شوم یک مقدار کار می برد !! واما بحث این فرصت ما از شما بییندگان محترم زیاد این کلام را شنیدم که از گوینده ای تعریف می کنید و از دیگری انتقاد ! دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد یکی از مهمترین اونها مسلط نبودن مجری ها بر روی مطالبی است که ارائه می دهند چه باید کرد ؟ این مطلبی را که می گوئیم راهی است که خودم پیمودم و نتیجه بدی نگرفتم ، در کار خبری مخصوصا ! گوینده ای که می خواهد به استودیو پخش زنده برسد باید مراحلی را طی کند به نظر من شروع کار با خبرنگاری و گزارشگری است گوینده که مراتب رشد خود را از دل این دو حرفه بسیار کلیدی آغاز کرده موفق است چرا که توان بداهه گویی او بالا می رود و نوشتن خبر ،بستن گزارش، ارتباط زنده ، برخورد با مردم و مسئولان و بسیاری از موارد دیگر را یاد میگیرد و در نهایت به درک درستی از کار خبری و تهیه و شناخت خبر می رسد خوب پس این می تواند گام اول باشد در ادامه راه گوینده ای که کار خود را از رادیو آغاز کرده است قطعا موفقتر خواهد بود چرا که در رادیو یاد میگیرد بر کلام و آهنگ اجرای متون مختلف خبری تسلط بیشتری پیدا کند ( بدون تعارف بگم گویندگان زیادی داریم که شیوه خواندن خبر هواشناسی او با خواندن یک خبر اقتصادی مهم تفاوت نمیکند !) بعد از این مراحل که معمولا چند سالی زمان می برد گوینده پخته تر و آماده تر شده ( اگر اتفاقی نیقتد) وبه رژی پخش زنده می رسد و برای گویندگی خبر بسیار آماده است ، در این زمان وقتی شما اجرای او را از تلویزیون می بینید و به دلتان می نشیند ، می گوئید عجب گوینده خوبی است !!

معتقدم امروز فقط زیبائی چهره نمی تونه ملاک انتخاب یک گوینده برای رسانه تلویزیون باشه ، گسترش علوم ارتباطی و مطرح شدن مفاهیم دیگری مانند ارتباط غیر کلامی ، موجب شده در بحث انتخاب گوینده و آموزش آن راههای علمی تری را دنبال کنیم بحث امروز من درباره ارتباط غیر کلامی و اهمیت آن در گویندگی است ارتباط غیر کلامی در مفهوم دقیق آن یعنی غیر زبانی ، تمام نشانه ها و علاماتی را شامل میشود که از طریقی غیر از زبان منتقل می کنند ، هر خبر دارای بار روحی مختص به خود است برخی خبرها از محتوی شادی برخوردارند ، بعضی خبرها شما را غمگین می کند و .... بنابراین گوینده ضمن اینکه متناسب با نوع خبر ( به لحاظ آهنگ کلام خود ) آن را اجرا می کند می تواند در کنار این موضوع از ارتباط غیر کلامی هم بهره ببرد همراهی چهره وبرخی حرکات دست گوینده با وجه موضوعات (مثبت یا منفی شاد یا غمگین و..)که نظر غالب مردم است نقش مهمی در ایجاد ارتباط موثرتر با مخاطب ایفا می کند .خاطرم هست هنگامی تیم ملی فوتبال در آخرین بازی خود در راه جام جهانی 2002 در منامه مقابل بحرین متوقف شد و از رسیدن به جام جهانی بازماند تاثر قلبی که من نسبت به این موضع داشتم( وشاید خیلی از بینندگان ) هنگام اجرای خبر و بعد از آن در بخش گفتگوی ویژه خبری کاملا محسوس بود ( البته همین جا این نکته رو هم ذکر کنم که این نظریه مخالفانی هم دارد دوستانی که معتقدند اولا گوینده باید آرامش را به بیننده خود منتقل کند و دوما جهت گیری در اجرای خبر واکنش منفی و احیانا موضع گیری مخاطب را به همراه دارد ، حتما توجه دارید که منظور من از ارتباط غیر کلامی جهت گیری به نفع یا بر علیه موضوعی نیست) به هرحال معتقدم گوینده هم انسانی مثل مخاطبانش دارای عواطف و احساسات که با بکارگیری صحیح و در حد معقول آن می تواند در ایجاد و استمرار یک ارتباط مطلوب با مخاطبان موفق باشد البته ذکر این نکته هم را ضروری می دانم که رعایت اعتدال در هرکاری توصیه شده است مثلا گوینده ورزشی باید به لحاظ ویژگیهای یک فضای ورزشی(سرزندگی ،شادابی و ...) معمولا لبخندی هم بر لب داشته باشد ولی همراهی این لبخند با خبر باخت تیم ملی .... حرفهای نا مربوط !! مخاطبان را در پی خواهد داشت ! پس مثل هر موضوع دیگری توجه به زمان و مکان را در بکارگیری تکنیکهای ارتباطی به شما و خودم توصیه می کنم تا بعد ...